بهمن 96
زمستون رو دوست دارم چون وقتی برف میاد با بابایی میریم برف بازی خیلی کیف میده:




اینجا هم که دانشگاه مامانی می باشد:



این هم یک تصویر زیبا از زمستون:

تو بهمن خبر خاصی نداشتیم به جز اینکه بالاخره بعد مدتها فرصتی پیش اومد تا برای عمو احسان و افسانه خانم یک مراسم پاگشاهگرفتیم. البته از مراسم پاگشا فقط اسمش مونده چون اصلش اینه که مراسم تو خونه باشه ولی این روزها همه بیرون مراسم رو میگیرند.![]()
بیشتر عکسهایی که از اونجا گرفتیم تار شد ولی بعضیهاشو براتون میزارم.
این از خودم:

اینم آقا پارسا پسر دایی افسانه خانم:

و تعدادی از مهمونا:





خودمم که اصلا معلوم نبود کجا بودم:

و دست آخر خاله مریم و مامانی:

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




بهمن 96 










